تبلیغات
مردان کبری11 - بن مرده است2
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1392
نویسنده : katrina
اوففففففففففففففف ببخشید خیلییییییییییی دیر شد ولی الان وقت گیراوردم تا داستان بعدی رو بنویسم 
برید ادامه ی مطلب
بن با صحنه ی عجیبی روبه رو شد دید که باخ روی زمین افتاده رفت جلو تا نبض باخ رو بگیره دید مرده تا خواست سمیر رو صدا بزنه تق تق تق تق تق صدای گلوله اونقدر زیاد بود که حتی سمیر هم متوجه شد و سریع به سمت صدای گلوله دوید سمیر وقتی رسید دیدبن رو زمین افتاده و داره از دره پرت میشه سمیر با سرعت می ره تا بنو بگیره امااااا!!!!!!!!!!! صدای داد و گریه ی سمیر کل کوهستان رو در بر می گیره همون لحظه خانم کروگر با هلیکوپتر وارد اون منطقه میشه و پیش سمیر می ره گروگر:گرکان من من می خوام یک چیزی بهت بگم!  سمیر باگریه:چی؟  کروگر:آهههه حتما خودتون شک داشتید که چرا گفتن بیاید به این کوهستان و سنگ قبر ببرید با اینکه ما از سنگ قبر هیچ استفاده ای نمی کنیم!! ولی اونا می خواستن امممم می خواستن سمیر:خانم کروگر لطفا بگید!!!! کروگر:اونا می خواستن بنو بکشن! سمیر:چیییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای چی؟؟؟؟ کروگر:می دونی که هیچ ماموری حق نداره کشته بشه حتی اگه گناه کار باشه اما مقامات بالا احتقاد دارن که بن شبانه چند نف از پلیس ها رو میکشته!! سمیر:دروغه!!! کروگر:متاسفانه راسته حالا هیچ فرقی نمی کنه چون دیگه یگر مرده سمیر:ولی من می خوام برم پایین! کروگر:گرکانتو باید بر گردی پاسگاه یگر دیگه مرده این یک دستوره!!! سمیر با ناراحتی به پاسگاه می ره اما بدون اینکه به دفترش بره می خواست برگرده خونه که جنی سوزانه لیتر و هارتموت دورشو می گیرن!چی شده سمیر؟؟؟ سمیر:بن بن از دره پرت شد و بدون اینکه چیز دیگه ایی بگه به سمت ماشینش میره و میره خونه و بروبچ پاسگاه هم با ناراحتی به هم نگاه می کنن 
1 روز بعد
برای بن یک عزاداری مفصلی می گیرن همه حضور.......... نداشتن هیچ کدوم از پلیس ها به غیر از بروبچ پاسگاه حضور نداشتن هیچ کس چون همه فکر می کردن بن بوده که پلیس های دیگه رو میکشته اما سمیر همچنان می گفت نه بن هیچ وقت این کار رو نمی کنه سمیر با خودش فکر می کرد اگه اونا قبول دارن بن این کار رو کرده پس باید مدرک داشته باشن .
بعد از عزاداری سمیر به ساختمان مرکزی رفت تا با مقامات بالا صحبت کنه تا ببینه اونا چه دلیلی برای این کارشون داشتن و.........



موضوعات مرتبط: داستان ها ,
برچسب‌ها: داستان-سمیر-بن ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
frazierhhirhjkfqo.page.tl یکشنبه 15 مرداد 1396 10:44 ق.ظ
Hi colleagues, pleasant paragraph and good urging commented here,
I am truly enjoying by these.
BHW چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:43 ب.ظ
May I simply say what a comfort to find a person that actually knows
what they're discussing on the net. You definitely realize how to bring an issue to light and make it important.
A lot more people really need to look at this
and understand this side of your story. I can't believe you're not more popular since you certainly possess the gift.
elahe سه شنبه 8 بهمن 1392 10:52 ب.ظ
همش سر این بن ما باید بلا بیاد
خیلی خوبه بقیشو بذار گلی
katrina پاسخ داد:
اره دیگه اگه بلا نیاد سرش که بدرد نمی خوره چشم زود می زارم
مینا دوشنبه 7 بهمن 1392 04:42 ب.ظ
مررررررسی
ولی لطفا بنویسمش تا من جون به لب نشدم
بن رو کشتی رفت کاترینا جان
بازم ممنون
katrina پاسخ داد:
خواهششش مینا جون. آره خودم کشتمش با دستای خودم خخخخخخ باشه زود می زارم
زهره صابری یکشنبه 6 بهمن 1392 05:39 ب.ظ
سلام گلم بن رو کشتی رفت پی کارش امان از دست این مقامات بلا من که می گم کشتن این پلیسا کار خودشون عزیزم راستی مممون خیلی قشتنگ گلم ادامه بده دوست دارم ادامش رو کی می زاری
katrina پاسخ داد:
ممنون عزیزم نمی دونم دیگه کی بتونم بزارم شااااااااایییییییید البته شاید سه شنبه ممطمءن نیستم
شاخه یاس یکشنبه 6 بهمن 1392 03:41 ب.ظ
وای وااااااااااااااااااااااااااااااااای اخیش خالی شدم ادامشو کی میزاری
katrina پاسخ داد:
نمی دونم
صدف یکشنبه 6 بهمن 1392 03:26 ب.ظ
ممممممممممممننننننننننننننننننننننننننننننننووووووووووووووووووووونننننننننننن
که گذاشتی
katrina پاسخ داد:
خواهشششششششششششششش
پروانه یکشنبه 6 بهمن 1392 03:25 ب.ظ
خیلی ممنون ولی لطفا هیجانیش کن
katrina پاسخ داد:
باشه حتما
شیدا یکشنبه 6 بهمن 1392 03:24 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
katrina پاسخ داد:
ممنون
مینو جوووووووون یکشنبه 6 بهمن 1392 03:24 ب.ظ
عالییییییییییی بود ادامه ادامه ادامه
katrina پاسخ داد:
باشه چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=