تبلیغات
مردان کبری11 - حقیقت 4
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393
نویسنده : fatemeh 7
دوستای گلم برید ادامه مطلب تا جواب سوالاتون رو بگیرید 

سمیر : چیییی ؟ تو مطمئنی ؟ یعنی دزدیدنشون و بعد یک ساعت پیدا شدن ؟ باشه ! من بعدا باهات تماس میگیرم ! سوزانه : چی شده ؟ کی بود ؟ سمیر : آندریا بود گفت که آیدا و لی لی رو دزدیده بودن اما بعد یک ساعت دوباره پیدا شدن ... سوزانه : اما این فقط در یک صورت ممکنه که بخوان از اونا به عنوان طعمه استفاده کنن ! سمیر : درسته اما ..... بن ؟؟؟چه بلایی سرت اومده ؟ بن : آخخخ . خوبم تونستم از دستشون فرار کنم ! سمیر : اوه خدای من اما اصلا خوب به نظر نمیرسی ! بن : گفتم که خوبم . کروگر : بن ؟ تو هروئین هارو بردی ؟ بن : آره مجبور شدم ! شما گروگان اونا بودید اگه این کارو نمیکردم حتما شما رو میکشت . متاسفم ! سمیر : خودت رو اذیت نکن ما دستگیرشون میکنیم .

یک ماه بعد

برناردو : خب بن واقعا همکاری خوبی داشتیم ! خوب تونستی ذهن پلیسا رو منحرف کنی به یه سمت دیگه ما هم به راحتی کارامون رو انجام دادیم ! دیگه این ماموریت تموم شده باید منتظر نتیجه باشیم ! و اما تو خیلی فداکاری که به خاطر نجات دادن جون همکارت خودت رو تو خطر انداختی . ربن اینو ببر و تو یه فرصت مناسب کارشو تموم کن ! بن : چییی ؟ قرارمون این نبود .... ولم کن ولم کن عوضیاااا !

در پاسگاه

سوزانه : بچه ها یه چیز خیلی عجیب پیدا کردم من نمیدونم چطور تا حالا بهش دقت نکرده بودیم وای خدای من چقدر سهل انگاری !!! سمیر : چی شده سوزانه ؟ سوزانه : تمام اون نوزاد هایی که کشته شدن فرزند پلیسای بزرگ آلمان بودن . سمیر : خوب اینو که میدونستیم ! سوزانه : درسته اما تمام این پلیسا بعد مرگ فرزندشون مرخصی گرفتن تا کنار همسرشون باشن . سمیر : این یعنی انگیزه ی قاتل این بوده که یه مدتی این پلیس ها سر کارشون نباشن تا شاید اونا راحت تر بتونن به کارشون برسن ! سوزانه : یه خرابکاری بزرگ . سمیر : اما چی ؟؟؟؟ سوزانه : نمیدونم

از طرفی بن دنبال یه راهی بود که فرار کنه و کشته نشه اما قبلش باید از نقشه و ماموریتی که برناردو ازش صحبت میکرد سر در بیاره . بن : هییییی من میخوام با برناردو صحبت کنم ! ربن : چیکارش داری ؟ بن : خصوصیه باید حتما با خودش صحبت کنم ! ربن : خیلی خب دنبال من بیا.. بن همراه با اون خلافکار به سمت اتاق برناردو راه افتاد ! برناردو : خب با من چیکار داری ؟ بن : میخوام باهات صحبت کنم البته تنها . برناردو : ربن برو بیرون ! ربن : چشم قربان . بن : خب حالا شد باید یه چیزی رو بهت نشون بدم . برناردو: باشه . تا برناردو اومد پیشش یه دونه زد تو سرش و بیهوشش کرد باید سریع از اینجا فرار میکرد اما قبلش رفت سراغ مدارک تا از نقشه شون سر در بیاره .

در پاسگاه

بن با قیافه ای ناراحت وارد اتاقش شد . سمیر : هی معلوم هست تو کجایی ؟ این چه  قیافه ای به خودت گرفتی چی شده ؟؟؟ بن : همش تقصیر منه بدون همکاری من نمیتونستن نقشه شون رو عملی کنن حالا هممون کشته میشیم . بن : درست بگو ببینم چی شده ؟ بن تمام قضیه رو از اول تا آخر تعریف کرد . سمیر : خب نقشه شون چیه ؟ میخوان چیکار کنن ؟ بن : یه بمب تو این شهره نمیدونم کجاست نمیدونم کی قراره منفجر بشه فقط میدونم که کل این شهر نابود میشه همه چی !!! دیگه هیچی نمی مونه .. سمیر : وای خدای من بن تو چیکار کردی ؟؟؟؟ باید به بقیه خبر بدیم ! خانم کروگر ؟؟؟

دو دقیقه بعد

کروگر : یگر اصلا متوجه هستی چیکار کردی ؟ اگه بمب پیدا نشه و این همه آدم کشته بشن تو مقصری . بن : میدونم ! باید هر چه سریع تر بمب رو پیدا کنیم . این فلش رو از برناردو دزدیدم باید بدیمش به هارتبورت تا ببینه چی توشه ! سمیر : خب پس منتظر چی هستی ؟ بن ؟ دستت چرا رو پهلوته ؟ بن : چیزی نیست ! سمیر : به من دروغ نگو . بن : موقع فرار تیر خوردم . سمیر : چیییی ؟ بلند شو باید بری بیمارستان ! بن : جون من مهم نیست مهم جون این همه آدمه باید بریم .... حرف بن با بیهوش شدنش نیمه تموم موند ...




موضوعات مرتبط: داستان ها ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain شنبه 18 شهریور 1396 08:18 ق.ظ
Nice blog here! Also your site loads up fast! What web host are you using?
Can I get your affiliate link to your host? I wish my site
loaded up as quickly as yours lol
Foot Complaints دوشنبه 16 مرداد 1396 02:04 ب.ظ
Good write-up. I absolutely love this website.
Keep it up!
ameblo.jp چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:46 ق.ظ
Thanks in support of sharing such a pleasant thinking, article is pleasant,
thats why i have read it completely
BHW سه شنبه 29 فروردین 1396 11:24 ق.ظ
Asking questions are in fact good thing if you are not understanding anything fully,
however this piece of writing provides fastidious understanding yet.
manicure سه شنبه 22 فروردین 1396 07:03 ق.ظ
You've made some good points there. I looked
on the internet for more information about the issue and found most people will go along with
your views on this website.
Helia پنجشنبه 11 شهریور 1395 08:41 ب.ظ
سلام داستاناتون عالین اما چرا دیگه داستان نمیزارید
مهدیه یکشنبه 30 شهریور 1393 09:54 ب.ظ
عزیزم ادامشو کی میزاری
fatemeh 7 پاسخ داد:
زود زود
Fatemeh شنبه 29 شهریور 1393 12:20 ق.ظ
خواهش میکنم زود زود همین فردا بزار....به این زود ی تمومش نکن باید بیشتر بلا سر بن بیاری من دوستدارم.
fatemeh 7 پاسخ داد:
قربونت عزیزم بیشتر از این ؟؟؟؟ ببخشید گلم ولی این داستان تا قبل مهر تموم میشه ولی از این به بعد داستان هام ادامه ی همدیگه ان زنجیره ای
زهره صابری جمعه 28 شهریور 1393 09:09 ب.ظ
سلام عزیزم ممون بابت داستان زیبات دوست دارم
fatemeh 7 پاسخ داد:
حنانه جمعه 28 شهریور 1393 03:45 ب.ظ
عالیییییییییییییییییی بود.طفلکی بن.کی تمومش میکنی؟نو رو خدا؛جون بن زود تمومش کن
دوستت دارم
fatemeh 7 پاسخ داد:
ههه قبل مدرسه ها تموم میشه ولی از این به بعد داستانامو زنجیره ای مینویسم یعنی یک داستان ادامه ی داستان قبلیه
مهدیه جمعه 28 شهریور 1393 03:40 ب.ظ
به خدا اگه ادامشو فردا نزاری دیگه هیچی ها ولی عالی بود
fatemeh 7 پاسخ داد:
جمعه 28 شهریور 1393 02:32 ب.ظ
سلام عزیزم وای این داستان حرف نداره كاش هیج وقت تموم نشه
fatemeh 7 پاسخ داد:
لطف داری گلم
multijob جمعه 28 شهریور 1393 02:18 ب.ظ
با سلام به شما دوست عزیز
وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید ، نمیشه این همه زحمت رو دید اما نظری نداد ، هم شما رو تحسین میکنم هم براتون پیشنهادی دارم ، برای زیبایی و جذب بازدید کننده بیشتر و افزایش ورودی از مورتوهای جستجوگر شما میتونید از کدهای جاوای سایت www.multijob.ir استفاده کنید ، کدهایی نظیر جدول یوزرها ، اوقات شرعی برای همه مناطق حتی بیابان ، تبلیغات حذف برای وسط صفحه ، ساخت پاپ آپ کلیکی تکی یا چندتایی همزمان ، پرده خوشامدگویی با عکس دلخواه ، کد جاوای افزایش بازدید واقعی ، نوشته دنبال موس ، تبدیلگر های جاوا ، پسورد گذاری روی صفحات و مطالب ، ساخت بنر تصادفی ، ساخت متون متحرک و صدها ابزار دیگر به صورت آنلاین و رایگان .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=