تبلیغات
مردان کبری11 - کروگر خوب کروگر بد 1
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
نویسنده : katrina

خوب سلام بروبچ بعد از قرنی می خوایم داستان بزاریم 

خوب پس برید ادامه مطلب

کروگر همیشه عصبانیه خوب البته حق داره هرکسی جای خانم کروگر بود از دست کار های بن و سمیر و ماشین  نابود کردناشون زله میشد اما آیا ممکن بود  کروگر به هیچ چیز گیر نده و عصبی نباشه؟ البته کروگر یک وقت هایی خوب میشد ولی ایندفعه فرق داشت 

بن:وای سمیر باز ماشین پوکوندیم! سمیر:پس بریم به کروگر بگیم تا مخ هردومونو به قول خودت بترکونه! آماده یی برای تنبیه؟ بن:اوهوک هر کی ندونه انگار من راننده بودم! سمیر:عه عه عه بله تو راننده بودی دیگه! عجب آدم پررویی!  بن:ایش

پاسگاه

سمیر:امممم خانم کروگر در واقع چیزه خوب یعنی ما... بن:اه سمیر خوب مثل من مرد باش بگو ما....  سمیر:چی شد مرده آب رفت؟  خانم کروگر:آقایون! سمیر:خوب ما ما ما  برای اولین بار بود که خانم کروگر هیچ حرفی نمی زد و فقط به بن و سمیر نگاه می کرد  بن:خوب آره چیزه ما ما غلط کردیمممممممم آهههههههههههههه ما بازم ماشین پوکوندیم!!!!!! سمیر:بله خیلی ببخشید و بزرگراه A57  هم به آتش کشیدیم!!!  خانم کروگر:فدای سرتون!!!! بن و سمیر با چشمای گرد به هم و بعد به خانم کروگر نگاه کردن ! بن:امم خانم کروگر الان از عصبانیت اینو گفتید درسته؟ خانم کروگر:نه خیلی هم معمولی و عادی گفتم هیچ اشکالی نداره فدای سرتون حالا برید استراحت کنیدحتما خیلی خسته شدید!!!!!!!!!!!!!! 

همون لحظه سوزانه وارد اتاق میشه و میگه:خانم کروگر بسته یی که خواستید آوردن! خانم کروگر:باشه سوزانه ممنون! خوب آقایون می تونید برید اتاقتون! بن و سمیر:چشم  بن و سمیر از اتاق خارج شدن و یکراست رفتن پیش سوزانه بن:امم سوزانه میدونی خانم کروگر چرا اینقدر مهربون شده؟ سوزانه:نه من خودم از رفتارش کلی تعجب کردم  سمیر:اون بسته چی بود؟  سوزانه:نمی دونم! ناگهان خانم کروگر از اتاق خارج میشه و چند تا چیز میز از اون بسته در میاره و به تمام بروبچ پاسگاه میده!!!!!! خانم کروگر:بیایید این هم مزد زحمت هایی که کیشدید!!!! بن و سمیر و جنی و سوزانه و دیتر و البته هم هارتموت با تعجب به خانم کروگر نگاه کردن! بن:معلومه که سر خانم کروگر به سنگ خورده!

شب

خانم کروگر از همه خداحافظی می کنه و میره خونش 

خانه ی کیم کروگر

.........




موضوعات مرتبط: داستان ها ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ادرینا شنبه 21 تیر 1393 02:15 ق.ظ
مرسی بابت داستان كاتریناجون واقعاكروگرخواب نماشده فكركنم كی ادامشومیذاری منتظرم راستی امیدوارم سربن زیادبلا بیاد اخه اگه بلا نیادحال نمیده
katrina پاسخ داد:
خواهش عزیزم
زود زود ادامشم میزارم
elahe جمعه 20 تیر 1393 05:02 ب.ظ
حتما کروگر یه چیزیش شده ولی دلم برای داد کشیدناش تنگ شده مخصوصا سر بن
مرسی قشنگه
katrina پاسخ داد:
آره وقتی خانم کروگر داد میزنه سر بن..... واییی ولی کیفرو میده
خواهش
السا جمعه 20 تیر 1393 02:25 ق.ظ
بسم اله کروگر جنی شده مگه داریم مگه میشه بن و سمیر رو این همه خوشبختی محاله
katrina پاسخ داد:
مبینا جمعه 20 تیر 1393 01:21 ق.ظ
باحال بود مرسی.اما این رفتار خوش جدا از کروگر بعیده!انگاری یکی زده تو سرش
katrina پاسخ داد:
خخخخ اره ولی باید قسمت بعد رو بخونید تا ببینید ماجرا چشه
زهره صابری جمعه 20 تیر 1393 01:11 ق.ظ
سلام گلم خوبی عسسسسسسیم چه طوری خسته نبشی داستان جالبی ادامه بده
katrina پاسخ داد:
میسی چشم حتما
مهدیه جمعه 20 تیر 1393 12:09 ق.ظ
سلام عالی ادامشو کی میزاری عزیزم؟
katrina پاسخ داد:
اینروزا میزارم
حنانه پنجشنبه 19 تیر 1393 10:11 ب.ظ
سلام گلم.داستانت عالی بود مثل همیشه،ولی کاشکی تو واقعیت هم همین بود؛البته من نمیدونم بعد از رفتن تام کروگر عوض شده یا نه!!
katrina پاسخ داد:
میسی ممنون عزیزم
یکم نسبت به الکس مهربون تر شده!!!
هدیه پنجشنبه 19 تیر 1393 03:27 ب.ظ
سلام خوبی . وبلاگ تحسین بر انگیزی دارین . امیدوارم همیشه موفق باشی . لطفا به منم سر بزن . خوشحال میشم تبادل لینک کنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=