تبلیغات
مردان کبری11 - سقوط سرنوشت ساز 2
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : چهارشنبه 28 خرداد 1393
نویسنده : fatemeh 7
اینم ادامش !!! امیدوارم خوشتون بیاد ! ولی همین الان بگم قسمت سوم رو هفته بعد میذارم . جمعه آزمون دارم برام دعا کنید !!!! حالا زود برید ادامه مطلب . 

یهو بن با یه ماشین تصادف میکنه همه جا تیره و تار شده بود و افتاد زمین ! (این بن اومده ایران کلکسیون بدبختیشم با خودش آورده فقط دعا کنید تا وقتی حافظشو بدست آورده ایران رو به کل نابود نکنه ! ) دو ساعت میگذره و بن بهوش میاد ! بن : آخخخ چی شد یهوو ؟ پرستار : شما تصادف کردین با این خانم ! بن : چییی ؟ کدوم خانوم ؟! تو همین لحظه یه دختر وارد اتاق شد وگفت : سلام باور کنید تقصیر من نبود این آقا وسط خیابون ایستاده بود ! پرستار : خانم این آقا ایرانی نیست باهاشون به انگلیسی صحبت کنید ! دختر : آقا ؟ حالتون خوبه ؟ بن سرشو آورد بالا و چشماش تو چشمای دختره گره خورد ! برای چند لحظه همینطوری نگاهش میکرد مجذوب چهره شرقی و جذاب دختر شده بود . (واااای بدبخت شدیم پاشید برید تا بن عاشق شما هم نشده ! جونتونو دوست دارید فرار کنید با این سابقه بن مرگ این دختره حتمیه ! قیافه بن وقتی دختره رو دید :) که با صدای دختره به خودش اومد : آقا ؟؟؟؟؟ بن : بعله خوبم ! پرستار : آقا شما باید یه چند روزی استراحت کنید ! ولی از بیمارستان مرخصید . بن : اما من حافظمو از دست دادم اینجا هم نمیشناسم اصن ! دختر: ببخشید اگه بخواین میتونید بیاین خونه ما ! من به خاطر تصادف میخوام جبران کنم ! بن : چاره ی دیگه ای ندارم ! خیلی ممنون . بن از بیمارستان مرخص شد و همراه دختر به خونشون رفت ! دختر : بفرمائید داخل . بن هم بدون هیچ حرفی داخل خونه شد ! از خونه و ماشین دختره میشد فهمید که پولدارن ! بن : ببخشید میشه بپرسم اسم شما چیه ؟ دختر : پریناز . بن : اممم چه اسم قشنگی ولی خب تلفظش برام سخته . پریناز یه لبخندی زد بن رو به داخل خونه دعوت کرد . پریناز : مامی ددی یه لحظه بیاین . چند لحظه بعد یه خانوم آقایی اومدن و خانوم گفت : بعله ؟؟؟؟ پریناز : من امروز با این آقا تصادف کردم ایشون حافظشون رو از دست دادن و قراریه چند روزی اینجا بمونن . راستی ایشون ایرانی نیستن باهاش انگلیسی صحبت کنید . پدر پریناز که اسمش فرهاد بود جلو اومد و دست بن رو به گرمی فشرد و گفت : خوش اومدین ! بن لبخندی زد و گفت : خیلی ممنون اگه من حافظم رو بدست بیارم دیگه مزاحمتون نمیشم . فرهاد : شما مراحمی تا هر وقت خواستین اینجا بمونید . تو همین لحظه یه پسر وارد خونه میشه و با صدای بلند : پری کجایی؟ زوود بی... با دیدن بن حرفش نیمه تموم میمونه با تعجب بهش نگاه میکنه و میگه : معرفی نمیکنی ؟ پریناز : ایشون قرار چند روزی پیش ما بمونه ایرانی هم نیست انگلیسی باهاش صحبت کن . بعد رو به بن گفت : این آقا هم داداش من پرهامه . بن : از آشناییتون خوشبختم (چه مودب شده این بن هههه) پرهام : منم همینطور

از طرفی سمیر و بقیه افرادی که تو هواپیما بودن تو یه بیمارستان دیگه بستری بودن . سمیر هم بعد یه هفته ای که بیهوش بود بهوش اومد : من کجام ؟ بن ؟؟؟؟ آخخ پرستار : آروم باشید شما تو بیمارستانید هواپیماتون سقوط کرده . سمیر: بن کجاست ؟ پرستار : بن کیه ؟ سمیر : همکارم ما ماموران پلیس آلمان هستیم . پرستار : متاسفانه ایشون گم شدن هیچ اثری ازش نیست . سمیر : چییییی؟ این امکان نداره .... من کی میتونم برمم ؟ پرستار : ما وضعیتتون رو چک میکنیم اگه مشکلی نبود فردا مرخصید . سمیر : باشه ممنون .

بن هم بی خبر از همه جا داشت با پریناز و پرهام حسابی خوش میگذروند .. صمیمیت و خونگرمی این خانواده بن رو به وجد آورده بود .

چند روز بعد

بن تو اتاقش نشسته بود و داشت فکر میکرد که یهو در اتاق زده شد بن : بعله ؟ پرهام : منم میتونم بیام داخل . بن : بفرمائید ؟ پرهام اومد داخل رو به بن گفت : حالت چطوره ؟ بن : ممنون خوبم . پرهام : بیا این یه کتاب اسمای آلمانیه شاید بهت کمک کنه که حافظت رو بدست بیاری. بن : ممنون . کتاب رو ازش گرفت و شروع کرد به خوندن !

سمیر که از بیمارستان مرخص شد دنبال بن گشت اما پیداش نکرد و تصمیم گرفت برگرده آلمان . با چشم هایی اشکبار و نگران برای بن سوار هواپیما میشه و خاک ایران رو ترک میکنه! به محض ورود به آلمان میره پاسگاه و یکراست اتاق خانم کروگر و قضیه رو میگه . کروگر: چیییییی ؟؟؟ بن گم شده ؟ این امکان نداره !  




موضوعات مرتبط: داستان ها ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Buy generic cialis جمعه 17 فروردین 1397 07:55 ب.ظ

You have made your point very well!.
cialis 100 mg 30 tablet generic cialis soft gels generic cialis review uk cialis pills price each only best offers cialis use cialis prices in england no prescription cialis cheap i recommend cialis generico cialis 100mg suppliers cialis prezzo di mercato
Cialis prices جمعه 3 فروردین 1397 04:23 ب.ظ

Fantastic info, Thanks.
safe site to buy cialis online achat cialis en itali cialis from canada cialis for sale south africa venta cialis en espaa precios de cialis generico warnings for cialis viagra or cialis cialis herbs try it no rx cialis
Cialis generic یکشنبه 27 اسفند 1396 11:19 ب.ظ

You've made the point!
warnings for cialis enter site natural cialis cialis dose 30mg cialis qualitat cialis australia org generic cialis in vietnam cialis 100mg suppliers prix cialis once a da cialis qualitat pastillas cialis y alcoho
brave trials cheats جمعه 4 اسفند 1396 06:55 ب.ظ
من می خواهم از تلاش های شما در نوشتن این وب سایت تشکر کنم.
من امیدوارم محتوای همان درجه بالایی را از آن بازدید کنم
شما بعدا نیز به خوبی. در حقیقت، توانایی نوشتن خلاقیت من را الهام بخش کرده است
برای دریافت خود، سایت شخصی در حال حاضر؛)
Beryl جمعه 17 آذر 1396 06:29 ب.ظ
If some one needs to be updated with most up-to-date technologies therefore he must be pay a quick visit this site and be up to date
daily.
lyingideal346.hazblog.com سه شنبه 2 خرداد 1396 05:36 ب.ظ
When someone writes an paragraph he/she maintains the thought of a user
in his/her brain that how a user can know it. Therefore that's why this post
is amazing. Thanks!
BHW چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:16 ق.ظ
Great blog here! Also your website loads up very fast! What host are you
using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my site loaded up as fast as yours lol
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 04:36 ق.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I actually enjoyed
reading it, you could be a great author. I will ensure that I bookmark your blog
and may come back in the foreseeable future. I want to encourage
that you continue your great writing, have a nice holiday weekend!
hadis جمعه 27 تیر 1393 02:33 ب.ظ
خدایی خیلی داستان باحالیه.خیلی خوشم اومد.راستی چه خبر از اون آزمونه؟خوب دادیش؟
سارابک دوشنبه 2 تیر 1393 03:01 ب.ظ
فاطمه هم سنیم البته من یه هش ماهی ازت بزرگترم ایشالله هردو قبول میشیم
fatemeh 7 پاسخ داد:
ایشالا ! انقدر استرس دارم کهه
سارابک یا سارا یگر شنبه 31 خرداد 1393 05:05 ب.ظ
فاطمه داستانت واقعا عالیهراستی چن سالته ازمون دبیرستان دادی؟
fatemeh 7 پاسخ داد:
قربونت ! من شهریور میرم تو 15 سالگی
مبینا شنبه 31 خرداد 1393 12:48 ق.ظ
خیییییییلی باحال بود!اما خواهشا بن عاشق نشه.آخه میدونی که امکان داره پریناز بمیرهموفق باشی عزیزم
fatemeh 7 پاسخ داد:
اتفاقا این داستان عشق و عاشقیه ! ههههه خدا رحمتش کنه پریناز رو دختر خوبی بود ! حالا شایدم زنده موند خدا میدونه
طوفان جمعه 30 خرداد 1393 02:42 ب.ظ
ایول عالی بود فاطمه جون عاشقتم امتان و که دادی پس زود بزار ولی خدایییش بن اومده ایران باورم نمیشه









fatemeh 7 پاسخ داد:
ههههه باشه چشم
سوسن پنجشنبه 29 خرداد 1393 05:55 ب.ظ
عالییییییییی بود عسیس
موفق باشی
fatemeh 7 پاسخ داد:
میسی
elahe پنجشنبه 29 خرداد 1393 05:15 ب.ظ
خخخخخ نکنه این دختر منم آخه تو قسمت قبلی نظر دادم گفتم خودم میبرمش خونمون
داستان بامزه ایه مرسی
تو آزمون موفق باشی عزیز.
fatemeh 7 پاسخ داد:
ممنون گلم
taranum پنجشنبه 29 خرداد 1393 07:01 ق.ظ
وای خیلی داستانت باحالا!عاشقتم فاطمه جون ایشالا تو ازمون روز جمعت موفق باشی!دوست دارم بووووس!!!!
fatemeh 7 پاسخ داد:
میسی عزیزم !
arezoo پنجشنبه 29 خرداد 1393 03:05 ق.ظ
مرسی عزیزم خیلی خوب بود فقط یه كاری كن تا بن اینجاست حسابی بهش خوش بكذره بیجاره تو المان خیلی عذاب كشید حداقل تو ایران استراحت كنه
fatemeh 7 پاسخ داد:
هههه اتفاقا حسابی استراحت میکنه دیگه خبری از خلافکارا نیستش که اذیتش کنن
زهره صابری چهارشنبه 28 خرداد 1393 07:09 ب.ظ
سلام عسسسسسسسیم خوبی چه طوری خیلی جذاب و قششنگ دوست دار مممون بقیش رو کی میزاری
fatemeh 7 پاسخ داد:
قربونت بقیه اش رو هفته دیگه مبذارم !
ادرینا چهارشنبه 28 خرداد 1393 06:58 ب.ظ
وای چه قشنگ شده یعنی ازمهمون نوازی های ماایرانیا چیزی کم نزاشتی
fatemeh 7 پاسخ داد:
بعله دیگه باید آبرومونو جلوی این بن حفظ کنیم هههه این داستان رو بفرستیم واسش خودش بلند میشه میاد ایران از نزدیک ببینه هههه
raha چهارشنبه 28 خرداد 1393 05:36 ب.ظ
بعله...پریناز خانوممممم....مرسی عسیسم
fatemeh 7 پاسخ داد:
خواهش گلم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=