تبلیغات
مردان کبری11 - افسردگی3
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1393
نویسنده : katrina
بازم ادامه مطلب
خیلیییییییییی داره هیجانی میشه نظر یادتون نره
بنو بدون اینکه سمیر بفهمه بیهوش می کنن و به یک مخفیگاه می برن
مخفی گاه
بن به هوش میان و انگار نه انگار که دزدیدنش به در و دیوار نگاه می کرد!  لان با عصبانیت وارد می شه و چنان محکم به بن چک می زنه که بن به طرفی پرت میشه
لان:یگر لعنتی تو تو دختر منو کشتی اینقدر عذابت می دم تا آرزوی مرگ کنی بن هیچی نمی گه یعنی نمی تونه بگه چون نمی تونه حرف بزنه   لان:چیه چرا اون دهنه گشادتو بستی و مثل یخ داری منو نگاه می کنی هان؟  یه یارو:رعیس شاید مشکلی داره چون اصلا حرف نمی زد!  لان:خوب باید به حرفش بیاریم
لان تا بن جون داره کتکش می زنه و ازش می خواد حرف بزنه ولی بن باز هم حرف نمی زه!!!   لان:خوب دیگه کاملا متوجه شدم مشکل داری یگر ولی قبلا خوب بودی امممم شاید بخوای برای من کار کنی تا از عذاب وجدانی که نسبت به لاورا داری کم بشه قبول می کنی؟  بن:سرشو........به نشانه ی تایید........تکون میده!  لان:خوبه من تو کار قتلم یعنی هر کسی که بخوام حتی اگر وزیر کشور هم باشه به راحتی می کشم تو هم برای شروع کار باید یکی رو بکشی  نامزدتو!!  بن یکم تعجب می کنه  لان:خخخخ تو فکر کردی ما از هیچ چیز خبر نداریم!تو به هیچ کس نگفتی نامزد داری خوب حالا برو بکشش  بن هم قبول می کنه و تا می خواد از اون جا خارج بشه لان دستشو می گیره و میگه:این اسلحه مخصوص برای افراد گروه ماست ازش استفاده کن هر وقت با ما هم کار داشتی همین جا بیا
بن از اونجا خارج میشه  و به سمت خونهی نامزدش ملانی میره 
 خونه ی ملانی
ملانی:سلام بن خوبی بیا تو   بن میاد تو و هیچ چیز نمیگه  ملانی هم هنوز متوجه حال بد بن نشده:خوب بن می خواستم یک خبر خوب بهت بدم منم اومدم تو پلیس بزرگراه تو پاسگاه شما (اوتوبان پولیزای به آلمانی گفتم خخخخ) خیلی خوشحال شدی نه  بن با تنفر اسلحشو در میاره و بدون حتی یک ثانیه مکس شلیک می کنه 
و به مخفی گاه میره
مخفیگاه
بن:دشتشو نشون میده و علامت میده که نامزدشو کشته  لان:عالی بود یگر حالا برو پاسگاهتون باید فعلا به کار های خودت برسی هر وقت باید کاری انجام می دادی بهت زنگ می زنم
پاسگاه
خانم کروگر:درسته ملانی مندر مرده یعنی اینطور که معلومه به قتل رسیده همون لحظه بن وارد پاسگاه میشه  خانم کروگر:یگر من برات استعلاجی رد کردم برو خونه اما بن قبول نمی کنه   خانم کروگر:خوب یگر اینو بهت بگم که همکار جدید شما و گرکان مرده شما هم باید دنبال عاملان اصلی این قتل بگردید 
بن و سمیر به خانه ی ملانی میرن
سمیر درحال گشتن بود تا شاید سرنخی پیدا کنه که با اسلحه ی بن روبرو شد(همون اسلحه ی اصلیش تو پلیس بزگراه) سمیر:بن این اسلحه مال تو نیست؟
ناگهان بن قیافه ی ترسناکی پیدا می کنه و..............



موضوعات مرتبط: داستان ها ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW پنجشنبه 24 فروردین 1396 04:19 ق.ظ
An impressive share! I have just forwarded this onto a colleague who was conducting a
little homework on this. And he in fact ordered me breakfast
because I stumbled upon it for him... lol. So allow me to reword this....
Thanks for the meal!! But yeah, thanx for spending the time to discuss this subject here on your site.
محدثه دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 08:12 ب.ظ
مرسی گلم
katrina پاسخ داد:
خواهش
hadis پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 11:40 ق.ظ
خیلی دوس دارم قیافه ترسناک بنو ببینم
katrina پاسخ داد:
آره خیلی باحال میشه
آنا دوشنبه 25 فروردین 1393 07:55 ب.ظ
ها؟چی شد؟
katrina پاسخ داد:
چی شد؟باز نفهمیدی؟؟؟؟؟
مهدیه یکشنبه 24 فروردین 1393 01:55 ب.ظ
مرسی خیلی خیلی قشنگ بود ممنون دوستون دارم
katrina پاسخ داد:
ممنون عزیزم
نگین شنبه 23 فروردین 1393 01:43 ب.ظ
خواهش مینمایم ادامشو امروز بزار
katrina پاسخ داد:
اگر بتونم که البته فکر نمی کنم بتونم
elahe چهارشنبه 20 فروردین 1393 10:56 ب.ظ
کاترینا جون وبم به دلایلی حذف شد از این به بعد بیا به این آدرسgood_girl.rozblog.com
خوشحال میشم لینکم کنی.اگه اطلاع رسانی کنی خیلی ممنونت میشم
katrina پاسخ داد:
باشه حتما الان به همه می گم
ولی مال خودمو هر چهقدر می زنم لینکت کنه میگه آی پی معتبر نیست ولی الان یک پست می زارم
elahe چهارشنبه 20 فروردین 1393 07:06 ب.ظ
به به همینو کم داشتیم بنی قاتله
منتظر بقیشم خیلی قشنگه
katrina پاسخ داد:
آره دیگه بن هم قاتل کردیم
چشم ادامشم زود می زارم
نگین چهارشنبه 20 فروردین 1393 04:27 ب.ظ
ادامشو کی وی زاری؟
katrina پاسخ داد:
زود می زارم
مهدیه سه شنبه 19 فروردین 1393 06:49 ب.ظ
خواهش می کنم ادامش رو بزار شبها به بقیه اش فکر می کنم بزار بزار خواهشخواهش می کنم ادامش رو بزار شبها به بقیه اش فکر می کنم بزار بزار خواهش
katrina پاسخ داد:
باش چشم زود ادامشم می زارم
مینا دوشنبه 18 فروردین 1393 09:18 ب.ظ
بن اینقدرخشن نبود.چرا ملانی روکشت؟؟؟؟
مررسی
لطفا زود ادامه شو بذاررررررر
katrina پاسخ داد:
چشم دامشم زود می زارم
ادرینا دوشنبه 18 فروردین 1393 07:20 ب.ظ
بازم جای حساس ....شد ادامه ادامه زود زودمیخوامافتادددددد
katrina پاسخ داد:
باشه ادامشم زود می زارم
صدف دوشنبه 18 فروردین 1393 07:17 ب.ظ
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییی بودددددددددددددددددددد
ادامههههههههههههههه
katrina پاسخ داد:
چشمممممممممممممممم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=