تبلیغات
مردان کبری11 - نامه
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : چهارشنبه 6 فروردین 1393
نویسنده : fatemeh 7
خب دوستان عزیز اینم از اولین داستان من برید ادامه ی مطلب ! 

بن و سمیر تو اتاقشون بودن که کروگر با عجله وارد اتاقشون میشه و میگه : پاشید آقایون یک مورد آدم ربایی تو بزرگراه A4 گزارش شده . یک نفر رو بزور سوار یه ماشین کردن و دارن میبرن پاشید برید دنبالش ... سمیر : چشم رئیس ... بزن بریم بن ... بن : گفته باشم خودم پشت فرمون می شینم ... سمیر : عمرا اگه بزارم ... و بعد سریع دوید سمت ماشین و گفت : بن باختی امروز خودم رانندگی می کنم ... بن : ای بابا باشه بشین بریم .. سمیر و بن سوار شدن و به سمت بزرگراه A4  حرکت کردند . بن : سمیر دارن فرار میکنن یه ذره سرعتت رو زیاد کن . سمیر : اوکی و بعد پاشو میذاره رو گاز ... یهو گوشی سمیر زنگ میخوره و میخواد جواب بده اما یه لحظه حواسش میره سمت گوشی و بن فریاد میزنه : مواظب بااااش ... سمیر پاش رو میذاره رو ترمز اما دیگه دیر شده بود و ماشینشون با یه زن که میخواست از خیابون رد بشه تصادف میکنه ... بن : وای نه تو چیکار کردی . بن و سمیر اون خانوم رو میبرن بیمارستان و سمیر هم زنگ میزنه و قضیه رو به خانم کروگر میگه .. نیم ساعت بعد خانم کروگر با عصبانیت اومد بیمارستان و به بن و سمیر گفت : معلوم هست شما دارید چی کار میکنید ؟! کی پشت فرمون بود ؟ سمیر : من!!!! خانم کروگر : اول بذار ببینم حالش چطوره .. بعد به حساب شما می رسم گرکان .... کروگر رفت و 5 دقیقه دیگه برگشت و گفت : متاسفانه رفته تو کما !!! سمیر : کماا ؟!!! نه این امکان نداره ... در همین لحظه همسر اون زن و اومد و بعد از اطلاع از حال و  روز زنش اومد سمت سمیر و یقشو گرفت و گفت : یه کاری می کنم که از به دنیا اومدنت پشیمون بشی ! بیا خوب نگاه کن ببین چه بلایی سر کتی آوردی !!! بعدش یقه ی سمیر و ول کرد آروم روی صندلی نشست ... خانم کروگر : گرکان با من بیا بریم پاسگاه ..

در پاسگاه

کروگر : ببین فعلا نمیخوام مجازاتت کنم تا وضعیت اون زن مشخص بشه .. حالا هم برو با یگر به این آدرسی که میگم

 مخفیگاه همون آدم رباهاست ... سمیر : باشه ....

در راه

بن : سمیر مطمئنی نمیخوای من راندگی کنم ؟! سمیر : چن بار بگم نه !!! بسه دیگه بن .... بن : خیلیی خب چرا میزنی ؟!

 بپیچ تو این خیابون ... سمیر : چشم . امر دیگه ؟ بن : فعلا امری نیست ! سمیر : صبر کن بچه پررو یه امری بهت نشون

 بدم ... بعدم میخواد بن رو اذیت کنه ! بن : نکن سمیر داری رانندگی میکنی . یهو ماشین با یه کامیون برخورد می کنه و

 چند تا  غلت میزنه !!!! سمیر : آه بن ؟ بن ؟ پاشو الان این ماشین منفجر میشه ! بننننن؟ اما بن بیهوش بود . سمیر بن رو از

 تو ماشین میاره بیرون و چند ثانیه بعد ماشین منفجر میشه. از طرفی به خانم کروگر یه انفجار گزارش میشه اونم میاد میبینه

 این ماشین بن و سمیره .... یه ذره اون طرف تر بن و سمیر بیهوش افتاده بودن ... کروگر زنگ میزنه به آمبولانس ....

 بعد دو روز سمیر بهوش میاد و میگه : آه من کجام ؟ کروگر : چه عجب ! بیمارستانی . دو روزه که بیهوشی ! سمیر : بن

 کجاست ؟ حالش چطوره ؟! کروگر : چرا خودت نمیای ببیینی ؟! سمیر آروم از رو تختش بلند شد و به دنبال خانم کروگر

 رفت ... و بن رو از پشت شیشه دید که روی تخت افتاده و کلی دم و دستگاه بهش وصله ! سمیر آروم گفت : بن ! کروگر

 : آره خوب نگاه کن چه بلایی سرش آوردی ! مرگ مغزی شده . سمیر : نههههههههه ! من چی کار کردم ......... 




موضوعات مرتبط: داستان ها ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Latanya جمعه 17 آذر 1396 07:17 ب.ظ
My programmer is trying to convince me to move to .net
from PHP. I have always disliked the idea because of the
expenses. But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on a number of websites for about a year and am nervous about switching to another platform.
I have heard good things about blogengine.net. Is there a way I can transfer all my wordpress content into it?
Any kind of help would be really appreciated!
What is the Ilizarov method? یکشنبه 15 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
What's Taking place i'm new to this, I stumbled upon this I have
discovered It absolutely helpful and it has aided me out loads.
I am hoping to give a contribution & aid different customers like its aided me.
Good job.
hasti سه شنبه 14 مهر 1394 10:46 ب.ظ
دیگه خیلی له کردی بن رو بابا تعادل داشته باشید ولی کلا عالی مینویسید همه
hadis پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 04:06 ب.ظ
یا علی ینی چی شده؟منوبرم ادامشو بخوووووونم
elahe چهارشنبه 13 فروردین 1393 01:36 ق.ظ
عالیه عزیزم
fatemeh 7 پاسخ داد:
میسی
آنا یکشنبه 10 فروردین 1393 09:30 ق.ظ
چرا همه دوست دارن این بن رو هی داقون کنن؟
fatemeh 7 پاسخ داد:
آخه از بس مظلومه خخخخخ
پروانه چهارشنبه 6 فروردین 1393 07:07 ب.ظ
ادامه ادامه ادامه
fatemeh 7 پاسخ داد:
چشم !
صدف چهارشنبه 6 فروردین 1393 07:06 ب.ظ
خیلییییییییییی قشنگ بود ادامشو کی می زاری؟
fatemeh 7 پاسخ داد:
همین روزا میذارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=