تبلیغات
مردان کبری11 - تصادف2
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392
نویسنده : katrina
خو آقا برو ادامه مطلب وقتمو گرفتی
ولی اون آدم از پلیس ها متنفر بود این حرف رو فقط فرانچسکو می زد فرانچسکو یکی از قدیمی ترین دوست های سمیر بود که از پلیس ها متنفر بود و به سمیر هم گفته بود که روزی میرسه بیشتر پلیس های کلن رو بکشه 
بدن سمیر می لرزید نمی خواست بازم بهترین دوست و همکارشو از دست بده ولی هیچ کس تو بزرگراه نبود هیچ کس 
خبر مفغود شدن سربازرس یگر همه جا پیچیده بود و همه نگران بودن  خانم دادستان شراکمان هم از این ماجرا بو برده بود و دستو تعطیل کردن پاسگاه های پلیس را صادر کرد
سمیر هر چی فکر می کرد چیزی به ذهنش نمی رسید که ناگهان شب خواب بن رو دید
سمیر:بن بن بننننننننننن  سمیر داشت می دید که بن جلوی چشماش داره کشته میشه فرانچسکو چند تیر به بن میزننه و بعد بنو زنده به گور میکنه و سمیر نمی تونه هیچ کاری بکنه تو آخرین لحظات بن به سمیر میگه:کمکم کن نذار منم مثل همکار های دیگت بمیرم نه نه نه نه 
ناگهان سمیر از خواب بیدار میشه ساعت 6 بود بازم می خوابه این دفعه خواب یک تصادف می بینه خواب میبینه بن از عمد از زور فرانچسکو تمام پلیس ها رو میکشه و اخر هم خودش تصادف میکنه و می میره(بن)
بازم سمیر از خواب می پره ایندفعه ساعت 10 بود پاسگاه که تعطیل بود و سمیر بازم می تونست بخوابه ولی این کاررو نکرد رفت بیرون تا هر جا می تونه دنبال بن بگرده کلی می گرده ولی نمی تونه بنو پیدا کنه هیچ جایی نبود ناگهان صدای ترمز ماشینی بلند میشه انگار کسی تصادف کرده بود سمیر رفت جلو دید اون کسی که تصادف کرده بنه ولی انگار......خیلی عجیب بود زخمی روی چشم بن دیده میشد دقیقا مثل نقش منفیه فیلم ها یکدفعه بن چشماشو باز کرد و بلند بلند نفس می کشید و به سمیر نگاه می کرد سمیر هم آب دهنشو قورت داد و اروم به بن نزدیک شد و بنو بلند کرد و به سمت پارک برد
پارک
سمیر:بن تو چه طوری بابا  داشتم از ترس می میردم  حالت خوبه  بن: بن؟ بن دیگه کیه؟آها همون پلیسه که منو از روش زدن سمیر:چی؟تو رو از روش زدن؟ چی میگی؟  بن:الان اون بیچاره ههههههههههه  معلوم نیست زیره این همه خاطرات بد بختیش چی کار می کنه و او دوستاش که می خواستن بکشنش!  سمیر:چی می گی کی؟  بن:اهههههههههه چه قدر خنگی ولمون کن بابا  سمیر:بن بن کجاست؟  بن:هههه بیا دنبالم
بن قلابی سمیر رو به یک آزمایشگاه می بره آزمایشگاه فرانچسکو  فرانچسکو:به به به دوست خوب من گرکان هههه می بینم دوستت اینجاست اقای یگر! من یگرو انالیز کردم  ام فکر بد نکنیا از این آدم خوشم اومد اون در ظاهر خوبه اما به خاطر مشکلاتی که داره از درون سوخته من اونو درستش کردم یکی از روش زدم دیدیش که این شکلی میشه الان هم می خوام خودشو..........




موضوعات مرتبط: داستان ها ,
برچسب‌ها: تصادف 2-کبری11-بن-سمیر ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Viola جمعه 17 آذر 1396 07:23 ب.ظ
Quality content is the important to invite the visitors
to go to see the site, that's what this web site is providing.
ragins12.blog.fc2.com چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:41 ب.ظ
I every time used to read piece of writing in news papers but
now as I am a user of internet therefore from now I am using net for articles,
thanks to web.
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 04:59 ق.ظ
I read this paragraph completely concerning the resemblance of most up-to-date and previous technologies, it's awesome article.
hadis پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 01:33 ب.ظ
عالییییی.این بزرگ آ4 مرکز جنایته تو المان فک کنم
katrina پاسخ داد:
آره دقیقا
محدثه پنجشنبه 29 اسفند 1392 12:44 ب.ظ
خیلللللللی هیجانی بود تازه عیدتم مبارک باشه کاترینا جون بازم بزاری ها
katrina پاسخ داد:
عید شما هم مبارک باشه چشم می زارم
elahe چهارشنبه 28 اسفند 1392 06:42 ب.ظ
خیلی هیجانیه ادامه ادامه
katrina پاسخ داد:
چشم
ادرینا دوشنبه 26 اسفند 1392 07:52 ب.ظ
سلام کاترینا خوبی عشقم کی ادامشو میزاری منتظرم استی عیدتم پیشاپیش مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشی وهمین طورداستان های عالی که بیشتربلاسربن بیاد
katrina پاسخ داد:
سلام ادرینا جون عید شما هم مبارک چشم زود می زارم
آنا دوشنبه 26 اسفند 1392 04:07 ب.ظ
باز چی تو مغزت چی میگزره بچه.بکنه باز بنو بکشی.
katrina پاسخ داد:
منظورت نکنس دیگه
مینا یکشنبه 25 اسفند 1392 09:56 ب.ظ
این داستانت نسبت به قبلیا خیلی خوبه
امیدوارم تخیلی نشه
مرسی عزیزم
katrina پاسخ داد:
نه نگران نباش تخیلی نمی شه البته همین که یکی روش زدن یکم تخیلی هست ولی بیشتر نمی شه
mïßα GÄGÄ یکشنبه 25 اسفند 1392 08:44 ب.ظ
halloمن خوبی تو خوبی؟شرمنده ك دیر رسیدم!ولی دمت HOT!
عالی بود!
katrina پاسخ داد:
سلام خوش اومدی
ادرینا شنبه 24 اسفند 1392 11:41 ب.ظ
سلام عزیزم خوبی چه خبرا منم كه أعصابم برای جیمیلم خوردشد ولی داستانت عالی بود فقط زودترادامشوبزارمرسی گلم
katrina پاسخ داد:
ممنون عزیزم چشم ادامشم زود می زارم
سارا شنبه 24 اسفند 1392 08:51 ب.ظ
اومدم دوباره خداحافظی برم تستامو بزنم
katrina پاسخ داد:
آخی خداحافظ ولی زود برگرد
شنبه 24 اسفند 1392 08:50 ب.ظ
اگه یه تار مو ازسر داداشم کم شه این یارو رواتیش میزنم
katrina پاسخ داد:
زهره صابری شنبه 24 اسفند 1392 08:23 ب.ظ
سلام عزیزم خوبی گلم چه طوری چه خبر راستی ممون بابت داستان گلم دوست دارم یک چیزی میشه بیشتر در مورد این فرانچسکو توضیح بدی ها
katrina پاسخ داد:
باشه چشم ولی کلا این فرانچسکو با سمیر دوست بوده ولی وقتی فهمیده پلیسه ازش دور شده
زهره صابری شنبه 24 اسفند 1392 08:23 ب.ظ
سلام عزیزم خوبی گلم چه طوری چه خبر راستی ممون بابت داستان گلم دوست دارم یک چیزی میشه بیشتر در مورد این فرانچسکو توضیح بدی ها
katrina پاسخ داد:
باشه چشم ولی کلا این فرانچسکو با سمیر دوست بوده ولی وقتی فهمیده پلیسه ازش دور شده
ARMIN شنبه 24 اسفند 1392 07:30 ب.ظ
شلام كاترینا خانم ؟خییی خوفه انشاالله كه من میشانسید !موففق باشی
katrina پاسخ داد:
بله آقا آرمین میشناسمتون ممنون
Taranum شنبه 24 اسفند 1392 07:21 ب.ظ
عالییییی بودگلم!فقط بقیشوزودبذارخانمی!میسی!
katrina پاسخ داد:
ممنون عزیزم چشم ادامشم زود می زارم
Taranum شنبه 24 اسفند 1392 07:21 ب.ظ
عالییییی بودگلم!فقط بقیشوزودبذارخانمی!میسی!
katrina پاسخ داد:
ممنون عزیزم چشم ادامشم زود می زارم
فاطمه شنبه 24 اسفند 1392 07:14 ب.ظ
عااااااااااااالی ولی خیلی نامردی !!!! قول بده بقیه شو زود بذار
katrina پاسخ داد:
چشم زود می زارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=