تبلیغات
مردان کبری11 - کما3
ما هواداران کبری 11 هستیم+تام بک
تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392
نویسنده : katrina
سلام به همگیییییییی!!!!!
ما بازم با ادامه ی داستان اومدیم خخخخخخخخ دیگه نیاز نیست بگم باید کجا برید!دیگه خودتون استاد شدید
وقتی ماشین از دره پرت شد و زمین خورد نصف سمیر توی ماشین بود نصف بیرون ماشین(شیشه) بن فندکشو روشن کرده بود تا ماشینو آتیش بزنه حس انتقام تو چشماش برق می زد و آتیشی تو ذهنش به اشتباه ایجاد کرده بود هنوز هم از اون تصادف و رفتن تو کما حالش خوب نشده بود اما تا می خواست فندک رو از دستش ول کنه صدای شلیک 2 تیر اومد  صدای شلیک تمام افکار بن رو به هم ریخت یک تیر به سر بن خورده بود و تیر دیگه به زمین!بن با صورت به زمین خورد و از حال رفت! کی به بن تیر زده بود؟خوب معلومه خانم کروگر!خانم کروگر زود به آمبولانس زنگ زد و آمبولانس هم سمیر و بن رو به بیمارستان برد خانم کروگر هم همراهشون بود!سمیر چیز خاصیش نشده بود فقط یکم بدنش درد می کرد ولی بن دوباره به کما رفته بود خانم کروگر رفت تا با دکتر بن حرف بزنه  دکتر:ایشون دوباره به کما رفتند و این خیلی بده ایشون ممکنه اگر یک بار دیگه به کما برن عقلشونو از دست بدن و مشکلات جدی براشون پیش بیاد!ممکنه همین الان هم براشون مشکلاتی ایجاد شده باشه!به هر حال هر وقت که از کما خارج شدن باید به فکر چاره ای برای درمانشون بود! خانم کروگر:فکر کنم از همین الان شروع شده باشه اون می خواست همکار خودشو بکشه!  دکتر:البته من هم یک چیزی بگم دفعه ی اولی که تصادفت کردن و به کما رفتن سرشون ضربه ی بدی خورده بود شاید از همون باشه البته نباید زود تصمیم گرفت!
3 سال بعد 
بن هنوز هم تو کما بود ولی سمیر حالش کاملا خوب بود البته از لحاظ جسمی از لحاظ روحی تمام افراد پاسگاه مخصوصا سمیر خانم کروگر لیته جنی سوزانه هارتموت و کلاااااااا همه ناراحت بودن  اما سمیر با این حال که بن می خواست اونو بکشه ولی بازم نگران بن بود
بالاخره از بیمارستان زنگ زدن و گفتن بن از کما خارج شده همه نگران بودن که ببینن چه اتفاقی برای بن اوفتاده و میوفته حالش چه طوره و خلاصههههههه سمیر رفت بیمارستان 
اما وقتی قیافه ی بن رو دید.............



موضوعات مرتبط: داستان ها ,
برچسب‌ها: داستان-کما3-بن-سمیر-تام-آردوگان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
allegedcoward817.jimdo.com پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:45 ق.ظ
Hi there very cool site!! Guy .. Excellent
.. Amazing .. I will bookmark your website and
take the feeds additionally? I am happy to search out so many helpful info right
here in the put up, we want work out extra strategies in this regard,
thank you for sharing. . . . . .
BHW چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:01 ب.ظ
You ought to be a part of a contest for one of the highest quality blogs online.
I'm going to highly recommend this website!
hadis جمعه 5 اردیبهشت 1393 02:02 ق.ظ
اگه این بن یه بار دیگه بره تو کما ماهم عقلمونو از دست میدیم.نکن خواهر اینقد داداش مارو زجر کش نکن ولی هر چقد دوس داری بزنش من عاشق اینم که بن کتک بخوره
katrina پاسخ داد:
پس حتما تو داستان های بعد آرزوت برآورده میشه
محدثه جمعه 23 اسفند 1392 10:35 ق.ظ
سلام عزیزم خیلی قشنگ بود
katrina پاسخ داد:
سلام گلم ممنون
elahe پنجشنبه 1 اسفند 1392 06:02 ب.ظ
ما گفتیم بلا سر بن بیاد نه دیگه در این حد
در هر صورت مرسی گلی
katrina پاسخ داد:
خواهش می کنم
مینا دوشنبه 28 بهمن 1392 06:10 ب.ظ
خوبه هی می ره تو کما میاد بیرون

مرسی

لطفا زود زود ادامه شو بنویس
katrina پاسخ داد:
چشم زود ادامشم می نویسم
پروانه دوشنبه 28 بهمن 1392 06:03 ب.ظ
بازم عالی بود ولی میشه ادامشم زود بزاری؟
katrina پاسخ داد:
باشه ادامشم زود می زارم
آنا دوشنبه 28 بهمن 1392 05:08 ب.ظ
تو که به من گفته بودی حالا حالا ها کما 3 رو نمی نویسی.
katrina پاسخ داد:
حالا وقت داشتم نوشتم
فاطمه دوشنبه 28 بهمن 1392 02:28 ب.ظ
آخرش تو منو میکشی دختر !!!!! وسط هیجان یهو داستان قطع میشه ههههههه بالاخره اگه تو هر داستان سر بن یه بلایی نیاد داستان داستان نمیشه که مگه نه ؟؟؟؟ بازمم ممنون
katrina پاسخ داد:
آره دیگه باید سر بن همیشه بلا بیاد. خواهش گلم
mïßα GÄGÄ دوشنبه 28 بهمن 1392 12:34 ب.ظ
هورا!سر بن بلا اومد!
katrina پاسخ داد:
زهره صابری یکشنبه 27 بهمن 1392 09:51 ب.ظ
سلام عسسسسسسسسسسسیم خوبی خوشششمل ممون بابت داستان قشنگ بود یک سوال وقی سمیر بن رو تو بیمارستان دید چی دید آخه ها
katrina پاسخ داد:
خوب دیگه دیگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
   
 
 
 
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
a href=